معنی کتیم
6 بازدید
[ ] (اِخ) بعضی را گمان همان است که قبرس باشد و برخی بر آنند که جزایر و سواحلی است که در طرف غربی فلسطین واقع است. (قاموس کتاب مقدس). این کلمه در تاریخ ایران باستان بنقل از کتاب حزقیال باب ۲۷ اینگونه آمده است: «اما تو ای پسر انسان... پاروهایت را از بلوط باشان ساختند و نشیمن هایت را از شمشاد جزایر کتیم» و در حاشیه نوشته است که کتیم را بعضی با قبرس تطبیق کرده اند و برخی با جزایری در جنوب فلسطین. (تاریخ ایران باستان ج ۱).[ کَ ] (اِ) خیک و مشکی را گویند که آب از او مطلقاً تراوش نکند. (برهان). مشکی که آب از آن بهیچوجه تراوش نکند. (ناظم الاطباء). مشکی که آب از آن تراوش کند. (آنندراج). مشک و خیکی که آب از دهانش تراوش کند. (فرهنگ جهانگیری). رجوع به مادهٔ ذیل شود.[ کَ ] (ع ص) کمان از چوب ناشکافته. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کمان سوفار ناکرده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || شتر که وقت برنشست بانگ نکند یا عام است. جمل کتیم. (منتهی الارب). شتر که بانگ نکند. جمل کتیم. (اقرب الموارد). شتر بی صدا و شتری که چون بروی نشینند بانگ نکند. (ناظم الاطباء). || درز که گشاده نگردد و آب نزهد از وی. خرز کتیم. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خرز کتیم؛ درز که آب از او نتراود. (از اقرب الموارد). || مشک که از وی آب بیرون نیاید. سقاء کتیم. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).[ کَ ] (اِ) شوره زمین. (از برهان) (ناظم الاطباء). زمین بی ثمر. (ناظم الاطباء). کتیر. رجوع به کتیر شود.[ کَ ] (ع ص) مکتوم. پوشیده. پنهان : خنده ها در گریه پنهان و کتیم گنج در ویرانه ها جو ای کلیم.مولوی. بعد از آن گفتش که در جسمم کتیم ده درم سنگ است یک در یتیم.مولوی.
کلمات همقافیه با «کتیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر