معنی کتیفة
5 بازدید
[ کَ فَ ] (ع اِ) آهن پارهٔ بند در و آن دراز و پهن باشد و گاهی آن را تخته وار پهن سازند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آهن پارهٔ پهن و درازی که در را بدان بندند. (ناظم الاطباء). کتیف. رجوع به کتیف شود. || کینه و دشمنی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). کینه. (از اقرب الموارد). ج، کتائف. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گروهی از مردم. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || انبور آهنگران. (منتهی الارب) (از آنندراج). انبر آهنگران. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، کَتائِف. (اقرب الموارد).[ کُ تَ فَ ] (اِخ) موضعی است به بلاد باهلة. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «کتیفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر