معنی کتیره
72 بازدید
[ کَ رَ / رِ ] (اِ) کتیراء. کثیراء. کتیرا. زولزده. (ناظم الاطباء). صمغ درخت قتاد است و آن بوته ای باشد خاردار که شتر نخورد مگر سالی که باران کمتر بارد. (برهان). صمغ درخت قتاده است و آن بوته ای است خاردار که شتر آن را نخورد مگر در نهایت گرسنگی و ناچاری. (آنندراج): اشتر گرسنه کتیره خورد کی شکوهد ز خار خیره خورد.رودکی. و رجوع به کتیرا شود.
کلمات همقافیه با «کتیره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر