معنی کتیر
5 بازدید
[ کَ / کُ ] (اِ) سراب یعنی زمین شورستان که سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور مانند آب نماید. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). سرآب (فرهنگ جهانگیری). شوره زمینی باشد که در صحراها از دور مانند آب نماید. (برهان). سرآب و به بای موحده است مرادف کویر نه به تاء. (فرهنگ رشیدی). سرآب و شوره زمینی که از دور آب نماید. (ناظم الاطباء): چون زمین کتیر کو از دور همچو آب آید و نباشد آب.منطقی. در نظر آمد جهان مثل کتیر می رود عمر گرامی همچو تیر. حکیم فرزدق (از فرهنگ جهانگیری). || زمین شوره. (برهان). زمین شوره و بی ثمر. (ناظم الاطباء). کتیم. رجوع به کتیم شود. || نوعی از قماش. (برهان) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کتیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر