معنی کتکن
6 بازدید
[ کَ کَ ] (نف مرکب) چاه جوی را گویند که کاریزکن باشد. (برهان). کاریزکن. (فرهنگ جهانگیری) (ناظم الاطباء). چاه کن. (آنندراج). چاخو. کاریزکننده. شاید این کلمه تصحیف کَنکَن بمعنی کان کن باشد و امروز هم این لفظ در فارسی متداول است. (یادداشت مؤلف): پنجهٔ تو که کتکن قاب است در زمین پلاو نقاب است. حکیم شرف الدین شفائی (از آنندراج). رجوع به کنکن شود.[ کَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و گرمسیر. با ۲۴۰ تن سکنه. آب آن از نهر خسروآباد. محصول آنجا غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی سیاه چادربافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶ ص ۲۸۹).
کلمات همقافیه با «کتکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر