معنی کتلی
5 بازدید
[ کِ ] (اِ) در تداول عامیانه، آوندی از مس یا چدن دارای دسته و لوله طبخ چای را. (از ناظم الاطباء). کتری. رجوع به کتری شود.[ کُ تَ ] (اِخ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. سردسیر. سکنه ۳۶۴ تن. آب آن از قنات و چشمه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «کتلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر