معنی کتفان
6 بازدید
[ کُ / کِ ] (ع اِ) ملخ که در پریدن آمده باشد بدان جهت که در این حال جهجهان رود. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یقال هی الجراد بعد الغوغاء اولها السروة ثم الدبا ثم الغوغاء ثم الکتفان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ کَ تَ ] (ع اِمص) شتاب روی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ کِ ] (ع مص) هر دو بازو را بر پشت منضم کرده پریدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به کتف [ کِ / کَ ] شود.[ کَ تَ ] (ع مص) رجوع به کِتفان شود.
کلمات همقافیه با «کتفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر