معنی کترونتن
5 بازدید
[ کَ نِ تَ ] (هزاروش، مص) به لغت ژند و پاژند بمعنی ماندن و به جایی نرفتن باشد. (برهان). ماندن. اقامت کردن. آسودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کترونتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر