معنی کتبی
6 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) که نوشته شود. مقابل شفاهی. - امتحان کتبی؛ امتحانی که پاسخ پرسشها نوشته شود. مقابل امتحان شفاهی.[ کُ تُ ] (ع ص نسبی) کتابفروش. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || نگاهدارندهٔ کتاب. حافظ کتاب. (از اقرب الموارد). || کتاب شناس. (یادداشت مؤلف).[ کُ تُ ] (اِخ) محمود مؤلف تاریخی است در خصوص آل مظفر. رجوع به محمود و رجوع به مجلهٔ یادگار سال ۵ شمارهٔ ۱ و ۲ شود.
کلمات همقافیه با «کتبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر