معنی کتبخانه
6 بازدید
[ کُ تُ نَ / نِ ] (اِ مرکب) کتابخانه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین): کتبخانهٔ پارسی هر چه بود اشارت چنان شد که آرند زود.نظامی. از کتبخانهٔ و علمنا ذوق علمی چشیده ام که مپرس.مولوی. یتیمی که ناکرده قرآن درست کبتخانهٔ هفت ملت بشست.سعدی. و رجوع به کتابخانه شود.
کلمات همقافیه با «کتبخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر