معنی کتامیان
5 بازدید
[ کَ / کُ ] (اِخ) مردم کتامة. اهالی کتامه. رجوع به کتامة شود. || گروهی از لشکریان سلطان مصر که بنا بروایت ناصرخسرو در سفرنامه از قیروان در خدمت المعزلدین اللََّه آمده بودند: آن روز (روز جشن فتح خلیج) لشکر سلطان همه برنشینند گروه گروه و فوج فوج و هر قومی را نامی و کنیتی باشد گروهی را کتامیان گویند ایشان از قیروان در خدمت المعزلدین اللََّه آمده بودند. (سفرنامهٔ ناصرخسرو بکوشش دبیرسیاقی ص ۵۹).
کلمات همقافیه با «کتامیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر