معنی کتابخانه
9 بازدید
[ کِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) خانهٔ کتاب. جای نگهداری کتاب اعم از آنکه اطاق مانند و جای مسقفی باشد یا محلی که در آن کتابها را فراهم آورند و با نظم و ترتیب خاصی در قفسه ها بچینند. (فرهنگ فارسی معین). جایی که در آن کتابهای خطی و یا چاپی را جمع آرند و با نظم و ترتیب معینی قرار دهند. (از ناظم الاطباء). دارالکتب. (یادداشت مؤلف): از آن مجلدی چند در کتابخانهٔ سرخس دیدم و مجلدی چند در کتابخانهٔ مهد عراق. (تاریخ بیهقی ص ۱۷۵). بدیهه گفته ست اندر کتابخانه بفر دولت شاهنشه مظفر. مسعودسعد (دیوان چ رشیدیاسمی ص ۲۳۷). || کتابفروشی. دکان کتاب فروشی. (ناظم الاطباء). سابقاً کتابخانه هم به مخزن کتاب و هم به کتاب فروشی اطلاق می شد ولی فرهنگستان برای امتیاز آن دو، کتابخانه را به مخزن کتاب و کتاب فروشی را به دکان و مغازهٔ فروش کتاب اختصاص داد (چنانکه در زبانهای اروپایی معمول است). (فرهنگ فارسی معین). - کتابخانهٔ خصوصی؛ کتابخانهٔ شخصی. رجوع به کتابخانهٔ شخصی شود. - کتابخانهٔ شخصی؛ کتابخانه ای که شخصی برای استفادهٔ خود فراهم کرده باشد. (از فرهنگ فارسی معین). - کتابخانهٔ عمومی؛ کتابخانه ای که شخص یا مؤسسه یا دولتی برای استفادهٔ عموم فراهم کرده باشد. (فرهنگ فارسی معین). - کتابخانهٔ ملّی؛ کتابخانه ای که از طرف ملت یا دولت برای استفادهٔ عموم ملت فراهم شده باشد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «کتابخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر