معنی کتابة
6 بازدید
[ کِ بَ ] (ع اِمص) صنعت نوشتن و مکاتبه. (ناظم الاطباء). و رجوع به کتابت شود.[ کِ بَ ] (ع مص) کتابت. نبشتن. (از منتهی الارب). کتب. کتاب. کِتبَة. (اقرب الموارد). رجوع به هر یک از مصدرها شود.
کلمات همقافیه با «کتابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر