معنی کبیداة
5 بازدید
[ کُ بَ ] (ع اِ) کَبد. کَبَد. کَبداء. کُبَیداء. وسط آسمان. (اقرب الموارد): کبیداة السماء؛ میانهٔ آسمان. (منتهی الارب). رجوع به کبد و کبداء و کبیداء شود.
کلمات همقافیه با «کبیداة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر