معنی کبیته
5 بازدید
[ کُ بَ تَ ] (اِ) حلوای مغزی. (از برهان). حلوائی است که از مغز بادام و پسته و گردکان و کنجد و امثال آن پزند. (آنندراج). قبیطه (معرب). قبیط (معرب). قبیده (در تداول عامه). (از حاشیهٔ برهان چ معین). ناطف. (آنندراج): گرم کردم تخته بندش از کبیتهٔ کنجدی وز ضماد تخم مرغش بر قلم بستم عصا. بسحاق اطعمه (از حاشیهٔ برهان چ معین). و رجوع به کبیتا و کبیت شود.
کلمات همقافیه با «کبیته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر