معنی کبک شکستن
6 بازدید
[ کَ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از پی گم کردن. (آنندراج). || راز نهفتن. (شرفنامه چ وحید ص ۲۳۲): شکسته دل آمد به میدان فراز ولی کبک بشکست با جره باز.نظامی. رجوع به کبک بشکستن شود.
کلمات همقافیه با «کبک شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر