معنی کبک بشکستن
6 بازدید
[ کَ بِ کَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از پی گم کردن است. (انجمن آرای ناصری): ترا این کبک بشکستن چه سود است که باز عشق کبکت را ربوده ست. نظامی (از انجمن آرای ناصری). رجوع به کبک شکستن شود.
کلمات همقافیه با «کبک بشکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر