معنی کبکمنقار
7 بازدید
[ کَ مِ ] (ص مرکب) که منقاری چون کبک دارد. || مجازاً، منقارسرخ : از نثار خون دل در راه او کرکس شب کبک منقار آمده ست.خاقانی.
کلمات همقافیه با «کبکمنقار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر