معنی کبکلب
5 بازدید
[ کَ لَ ] (ص مرکب) که لبی چون کبک زیبا دارد. || مجازاً زیبالب. لعل لب، بمناسبت سرخی منقار او: در گریهٔ وداع تذروان کبک لب طاووس وار پای گل آلود می بریم.خاقانی.
کلمات همقافیه با «کبکلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر