معنی کبکزهره
5 بازدید
[ کَ زَ رَ / رِ ] (ص مرکب) ترسنده. بزدل. آهودل. جبان. (یادداشت مؤلف). کبک دل : هم ز می دان که شاهباز خرد کبک زهره شود به سیرت سار.خاقانی. اسد گاودل کرکسان کبک زهره از آن خرمگس رنگ پیکان نماید.خاقانی. رجوع به کبک دل شود.
کلمات همقافیه با «کبکزهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر