معنی کبکبه
5 بازدید
[ کَ کَ بَ / بِ ] (اِ) صدای پای ستوران و شتران و آدمیان باشد به طریق اجتماع. (برهان) (آنندراج). آواز پای ستوران و چارپایان و آدمیان به گروه. (یادداشت مؤلف). و گویا مأخوذ از کبکبهٔ عربی است و یا بالعکس. || (در تداول فارسی) سواران و پیادگان. جمعیت از پیاده و سوار که با امیری روند. (یادداشت مؤلف). || (در تداول عوام فارسی زبان) خدم و حشم و اسباب شکوه و بزرگی و شاهی در گاه حرکت. (یادداشت مؤلف). از کبکبه و دبدبه، دستگاه و جلال و ثروت و بیا و بروی کسی مراد است. || ازدحام. انبوهی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کبکبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر