معنی کبود کردن
3 بازدید
[ کَ کَ دَ ] (مص مرکب) نیلی کردن. به رنگ کبود درآوردن. ازرق ساختن : هان تا نفریبد این عجوزت چون خود نکند کبود و کوزت.نظامی.
کلمات همقافیه با «کبود کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر