معنی کبودپیرهن
5 بازدید
[ کَ هَ ] (ص مرکب) که پیراهن کبود دارد. نیلی پیراهن. || آنکه به علامت سوکواری پیراهن کبود پوشد. کبودجامه : ماهتان در صفر سیاه شده ست زان چو گردون کبودپیرهنید.خاقانی. رجوع به کبودجامه شود.
کلمات همقافیه با «کبودپیرهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر