معنی کبوتروار
5 بازدید
[ کَ تَ رْ ] (ص مرکب، ق مرکب) چون کبوتر. مانند کبوتر. کبوترآسا: دیده ام سرچشمهٔ خضر و کبوتروار آب خورده و پس جرعه ریزی در دهان آورده ام. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کبوتروار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر