معنی کبوترقیمت
5 بازدید
[ کَ تَ مَ ] (ص مرکب) ارزان قیمت. کم بها: من کبوترقیمتم بر پای دارم سر بها آنقدر زری که سوی آشیان آورده ام . خاقانی.
کلمات همقافیه با «کبوترقیمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر