معنی کبریة
7 بازدید
[ کَ بَ ری یَ ] (ع اِ) آش کبر. کبربا. کبروا. لصفیة. طعامی که با کبر سازند. (ناظم الاطباء). آشی که از کور پزند. کوربا و کوروا و به عربی کبریة گویند. (آنندراج). رجوع به کبربا شود.
کلمات همقافیه با «کبریة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر