معنی کبرک
5 بازدید
[ کَ بِ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاغذ کنان بخش کاغذ کنان شهرستان هروآباد. سکنه ۱۲۳ تن. آب از چشمه. محصول غلات. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ کَ بَ رَ ] (اِ) گیاهی است خاردار که آن را به عربی خسک و به شیرازی خار سوهک و به صفاهانی هروا گویند. (برهان) (آنندراج). در مغرب حمض الامیر خوانند. (برهان).
کلمات همقافیه با «کبرک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر