معنی کبراء
4 بازدید
[ کُ بَ ] (ع ص، اِ) جِ کبیر. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). بزرگان. (آنندراج) (غیاث اللغات): و وی از محتشمان اهل تصوف بود (سهل بن عبداللََّه تستری) و کبرای ایشان. (کشف المحجوب). ارواح طیبهٔ مشایخ طریقت و کبراء حقیقت قدس اللََّه ارواحهم. (انیس الطالبین ج ۲ ص ۳ نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). حواشی اسوار به افراد امراء و آحاد کبراء لشکر سپرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۵۶). و رجوع به کبیر شود.
کلمات همقافیه با «کبراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر