معنی کبالی
6 بازدید
[ کَ ] (اِ) کَبل بمعنی رسن و طناب و مراد از کبالی شاید بافنده و تابندهٔ رسن باشد. (حاشیهٔ دیوان ناصرخسرو): دین فخر تو است و ادب و خط و دبیری پیشه ست چو حلاجی و درزی و کبالی. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «کبالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر