معنی کاکوئی
5 بازدید
(ص نسبی، اِ) ظاهراً قسمی جامهٔ نفیس : بیاراستم خانه از نعمت تو به کاکوئی و رومی و خسروانی.فرخی. جان را به علم پوش چو پوشیدی تن را به ششتری و به کاکوئی.ناصرخسرو. || شعوری (لسان العجم ج ۲ ورق ۲۶۵) به کلمهٔ کاکوئی معنی آویشن و ککلیک اوتی داده است اما آن مصحف کاکوتی است. رجوع به کاکوتی شود.
کلمات همقافیه با «کاکوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر