معنی کاکنی
5 بازدید
[ کَ ] (ص نسبی) منسوب به کاکن که به گمان مؤلف انساب سمعانی قریه ای است از قراء بخارا. (لباب الانساب). رجوع به کاکن شود.[ کَ ] (اِخ) محمدبن علی بن احمدبن ابی اللیث صکاک کاکنی. از امام یوسف بن حیدربن لقمان خمیثنی حدیث شنید. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۲).[ کَ ] (اِخ) محمدبن محمد کاکنی وی پسر محمدبن علی بن احمد کاکنی بود. از امام یوسف بن حیدربن لقمان خمیثنی حدیث شنید. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۲۲).
کلمات همقافیه با «کاکنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر