معنی کاکل شمع
5 بازدید
[ کُ لِ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) دودی که بر سر شمع باشد. (غیاث) (مجموعهٔ مترادفات) (آنندراج) (ناظم الاطباء): سوی بزم ایاز آمد به این جمع پریشانتر ز چین کاکل شمع. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۸۳).
کلمات همقافیه با «کاکل شمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر