معنی کاکلافشانی
6 بازدید
[ کُ اَ ] (حامص مرکب) پریشان کردن موی از روی ناز و کرشمه. (ناظم الاطباء). پریشان کردن کاکل از جهت عرض رعنائی. (آنندراج): کاکل افشانی مبارک نیست بر طاوس عشق سر بزیر پر چو بوتیمار می باید کشید. طالب آملی (از آنندراج). رجوع به کاکل شود.
کلمات همقافیه با «کاکلافشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر