معنی کاپیتن
5 بازدید
[ تِ ] (فرانسوی، اِ) کاپیتان. کاپتان. قاپوتان. ناخدای کشتی. || (اصطلاح نظامی) سروان. سلطان. || فرمانده. (نظام).
کلمات همقافیه با «کاپیتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر