معنی کاپت
5 بازدید
[ پُ ] (فرانسوی، اِ)، کاپوت. کلاه زنانه. || کلاه قاضی. || پالتوی باشلق دار. || کروک درشکه و اتومبیل. || در تداول ایرانیان بیشتر به معنی اخیر و نیز بحفاظی گفته میشود که در مقاربت به کار می برند.
کلمات همقافیه با «کاپت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پت» برای سرودن شعر