معنی کاووس

معنی کاووس

5 بازدید
(اِ) شعله و شرر. (برهان). || تندی. (برهان). رجوع به کاوس شود. || (ص) پاک و لطیف. (برهان). پاک و نظیف. (فرهنگ دساتیر). || اصیل و نجیب و مستولی. (برهان). به این معانی از دساتیر است. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۵۹ شود.
(اِخ) کاوس. پهلوی کایوس ، اوستایی کواوسان است که جزء اول آن همان لقب «کی» و جزء دوم آن معلوم نیست. بارتلمه حدس میزند از ریشهٔ اوسا باشد بمعنی دارای منبع فراوان. وی در روایات ایرانی پسر ایپی ونگو و نوهٔ کیقباد دانسته شده. نام کاوس بصورت اوشنه در «ودا» آمده و بنابراین وی یکی از شهریاران دورهٔ هند و ایرانی است. (از حاشیهٔ برهان چ معین). نام یکی از پادشاهان کیان باشد و بعضی نمرود را گویند و جمعی فرعون را، اللََّه اعلم و رسم الخط آن در این زمان به یک واو است همچون طاوس و داود و امثال آن. (برهان). اشتباه با نمرود از این است که نمرود هم مطابق روایات مانند کاوس بکمک چهار عقاب پرواز کرده است اما معانی لغوی این کلمه از فرهنگ دساتیر در برهان نقل شده است. رجوع به فرهنگ دساتیر ص ۲۵۹ شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاووس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید