معنی کاونه
6 بازدید
[ وُ نَ / نِ ] (اِ) جانورکی است سرخ و زهردار و بر او خالهای سیاه باشد و بیشتر در فالیزها بهم رسد و خربزه را ضایع کند. (برهان). کفش دوز. || کرم شب تاب را نیز گفته اند که عروسک باشد. (برهان).
کلمات همقافیه با «کاونه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر