معنی کاونجک
6 بازدید
[ وَ جَ ] (اِ) خیار بادرنگی را گویند که سبز و تازه و بزرگ باشد. (برهان): شاعر که دید به قد کاونجک بیهوده گوی و نحسک و بوالکنجک. ابوالمؤید. ای قامت تو بصورت کاونجک هستی تو بچشم هر کسی بلکنجک. شهید بلخی. زینسان که... میخورد خرزه سیرش نکند خیار کاونجک.منجیک.
کلمات همقافیه با «کاونجک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جک» برای سرودن شعر