معنی کاولی
5 بازدید
[ وُ ] (ص نسبی) از اهل کابل. (ولف). کابلی : ز بستی و از لشکر کاولی ز گردان شمشیرزن زابلی.فردوسی. || بمعنی لولی. (غیاث) (از مصطلحات). کولی. رجوع به کولی شود.
کلمات همقافیه با «کاولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر