معنی کاه کهنه بباد دادن
6 بازدید
[ هِ کُ نَ / نِ بِ دَ ] (مص مرکب) لاف زدن. (غیاث از بهار عجم و رشیدی). لاف زدن و فخر کردن. (برهان). حکایات سخنان زمانهٔ گذشته بجهت عظم شأن خود گفتن. (غیاث نقل از سراج). رجوع به «کاه پارینه بباد دادن» شود.
کلمات همقافیه با «کاه کهنه بباد دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر