معنی کاهی
4 بازدید
(ص نسبی) به رنگ کاه. رنگی بین زرد و سفید. (یادداشت مؤلف): مرا ز نان جو خویش رنگ کاهی به که از شراب حریفان سفله گلناری. امیدی رازی. || از جنس کاه. || نوعی کاغذ پست بدرنگ. (یادداشت مؤلف). کاغذ که از کاه کنند و رنگ زرد آن نزدایند.(اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان بیرجند که دارای ۳۰۳ تن سکنه است، آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله و میوه است. مزارع مزارگاهی، پشت مزار و پی گدار جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) رجوع به کاهی کابلی شود.
کلمات همقافیه با «کاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر