معنی کاهکشان

معنی کاهکشان

6 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب، ق مرکب) کشانندهٔ کاه. کشندهٔ کاه. در حال کشیدن کاه. || (اِ مرکب) مجره. هندوان راه بهشت خوانند و پارسیان راه کاهکشان و آن از جمله شدن بسیار ستارگان است از قبیل ستارگان ابری و این جمله بتقریب بر دایرهٔ بزرگ است که بر دو برج جوزا و قوس همی گذرد هرچند که جایی تنگ شود جایی ستبر. چیزی به شکل جاده در آسمان از ستاره های خرد باهم آمیخته که به شبها گاهی بنظر می آید. گویند که آن مشابه است به خطی که بر زمین نرم از کاه و خاک کشیدن پیدا آید. (غیاث). و آن را به عربی مجره گویند. (برهان). ام السماء. مجره. راه مکه. کهکشان. (یادداشت مؤلف). و آن را راه مکه از این جهت گویند که کاروانیان شبها از روی آن به راه خود ادامه میدادند: راست بر چرخ راه کاهکشان همچو گیسوی زنگیان به نشان.عنصری. از بس که در این راه ز انگور کشانند این راه رز ایدون چو ره کاهکشان است. منوچهری. رجوع به کهکشان و کاهکش شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاهکشان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید