معنی کاهکش
7 بازدید
[ کَ / کِ ] (نف مرکب) کشنده و حمل کنندهٔ کاه. کسی که کاه حمل میکند. (یادداشت مؤلف). || به کنایت، کاهکشان یا کهکشان است : از فلک و راه مجره اش مرنج کاهکشی را به یکی جو مسنج.نظامی. رجوع به کاهکشان و کهکشان شود.[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاراز بخش حومهٔ شهرستان شهرکرد که دارای ۳۸۸ تن سکنه، آب آن از زاینده رود و قنات و محصول عمده اش کشمش، بادام و برنج است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «کاهکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر