معنی کاهربای
5 بازدید
[ رُ ] (اِ مرکب) ربایندهٔ کاه. کاهربا. کهربا. جذب کننده و بسوی خود کشندهٔ قطعات کاه و خاشاک سبک : تا چو بیجاده نباشد به نکورنگی سنگ تا چو یاقوت نباشد به بها کاه ربای. فرخی. چهرهٔ کاهربای در فراق رخسارهٔ کاه زرد مانده است. (سندبادنامه).
کلمات همقافیه با «کاهربای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر