معنی کاهانیدن
5 بازدید
[ دَ ] (مص) کاستن. کم کردن. (یادداشت مؤلف): مرد برخاست و می گفت واللََّه که از این بنکاهانم و در این نیفزایم. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
کلمات همقافیه با «کاهانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر