معنی کاهان
5 بازدید
(نف، ق) در حال کاستن. (یادداشت مؤلف). کاهنده. کم کننده. کوتاه کننده. - عمرکاهان؛ کاهندهٔ عمر. مرگ آور. کوتاه کنندهٔ زندگانی : اژدها گرچه عمرکاهان است هم نگهبان گنج سلطان است.سنایی. || در حال کاسته شدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کاهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر