معنی کانی کبود
6 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سرشیو شهرستان سقز. واقع در شش هزارگزی جنوب خاوری سقز و ۳ هزارگزی جنوب شوسهٔ سقز به سنندج. ناحیه ای است واقع در دامنهٔ سردسیر و دارای ۵۰۰ تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات، حبوب و توتون است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵). کانی کَوَه.[ کَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بیلسوار بخش کامیاران شهرستان سنندج واقع در ده هزارگزی خاور کامیاران و چهارهزارگزی شمال دیزگران. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۲۵۸ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود و محصولاتش غلات، لبنیات و حبوب است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان روانسر شهرستان سنندج واقع در ۹هزارگزی جنوب باختری روانسر و ۳ هزارگزی خاور راه فرعی سنجابی جوانرود. ناحیه ای است واقع در دامنه، سردسیر و دارای ۱۵۸ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات دیم و لبنیات است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوباتو بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع در ۵۳هزارگزی جنوب باختری دیواندره و ۱۰هزارگزی خاور کرفتو. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۱۱۰ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوب و لبنیات و توتون است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ کَ بُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندره شهرستان سنندج واقع در ۱۶هزارگزی جنوب باختری دیواندره و ۴هزارگزی جنوب باختری کلانه. ناحیه ای است کوهستانی، سردسیر و دارای ۱۱۰ تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، توتون، لبنیات و حبوب است. اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ویسهٔ بخش مریوان شهرستان سنندج. واقع در ۱۹هزارگزی جنوب دژ شاهپور. و دوهزارگزی پیرانشاه و ۶ هزارگزی مرز ایران و عراق. ناحیه ای است کوهستانی سردسیر و دارای ۷۵ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، برنج، حبوب، لبنیات و توتون است. و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کانی کبود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر