معنی کانی‌رش

معنی کانی‌رش

6 بازدید
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۳۰هزارگزی جنوب خاوری مهاباد ۳۰ هزارگزی باختر شوسهٔ بوکان به میاندوآب ناحیه ای است کوهستانی، معتدل و دارای ۵۲۳ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، توتون، حبوب است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش صورمای شهرستان ارومیه واقع در شش هزارگزی شمال باختری هشتیان ۴۵۰۰ گزی شمال باختری راه ارابه رو هشتیان. ناحیه ای است واقع در دره، سردسیر، سالم و دارای ۲۲۳ تن سکنه است. از چشمه مشروب میشود و محصولاتش غلات و توتون است. و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان نعلین بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع در ۳۲هزارگزی شمال سردشت و ۱۳ هزارگزی شمال باختری شوسهٔ سردشت به مهاباد. ناحیه ای است کوهستانی، معتدل، سالم و دارای ۱۲۹ تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و توتون است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش اشنویه شهرستان ارومیه واقع در ۱۳۵۰۰ گزی جنوب اشنویه و ۵ هزارگزی جنوب راه ارابه رو دورو. ناحیه ای است واقع در دره، سردسیر و سالم و دارای ۹۲ تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات و توتون است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان باباجانی بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان. واقع در ۱۴هزارگزی جنوب ده شیخ. ناحیه ای است کوهستانی، گرمسیر و دارای ۳۰۰ تن سکنه. از چشمه مشروب میشود. محصولاتش غلات، حبوب و لبنیات است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
[ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بریاجی بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع در چهارهزارگزی جنوب باختری سردشت و دوهزارگزی جنوب راه ارابه رو بیوان به سردشت. ناحیه ای است کوهستانی، جنگلی، معتدل، سالم و دارای ۷۳ تن سکنه. از رودخانهٔ سردشت مشروب میشود. محصولاتش غلات، توتون، کتیرا و مازوج است و اهالی به کشاورزی و گله داری گذران میکنند. از صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «کانی‌رش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید