معنی کانع
6 بازدید
[ نِ ] (ع ص) دست و پا به دوال بسته. اسیر کانع و انف کانع، اسیر دست و پا بدوال بسته و بینی چسبیده بروی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کانع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر