معنی کانسه
5 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ) لغتی است در کاسه. (ناظم الاطباء): کانسه هستی سالکان باشد گر شکستی تو فتح آن باشد. قطب الدین بختیار کاکی (مثنوی می رنگ ص ۸۴).
کلمات همقافیه با «کانسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر